درباره نویسنده
رحمان زمانی
رحمانم زمانی ام. چشمامو وقتی روی دنیا باز کردم اواسط جنگ بود در روز های گرم تابستان. 13 شهریور 1364 دنیا اومدم. اهل سنقر کلیایی از شهرستانهای کرمانشاه.در شرق کرمانشاه.پدرم یک آدم باسواد اما بدون تحصیلاته اون منو تا اینجا رسونده با زحمت کشیدن و مادرم نان پختنش حرف نداشت اما حالا نان ماشینی میخوریم.روستامون اسمش قلعه جوق بود. الآن زیر هزارها متر مکعب آب دفن شده آخه سد گرفت روستامون رو و زیر آب رفت. روستا رو خیلی دوست دارم.از شهر بیزارم اما توی شهر زندگی میکنم چون... شاید دلایل زیادی داشته باشه. اما من در روستا شاعر بودم ولی اینجا فقط کلمه کنار هم میذارم.همه تون رو دوست دارم... دلم برای کودکی هام تنگ شده دوست دارم برم به کودکی هام
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • رحمان زمانی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شبیه هرکسی که فکرش را بکنی می شوم....
  • برای نجمه زارع و دست هایی که کوتاهند از دنیا...
  • سال نخست...
  • تخریب تا کی؟؟؟؟؟؟
  • اصالت کلمه- عریانیسم: مکتبی شرقی- ایرانی
  • عروسک
  • غزلی برای آنکه نخاست باشد...
  • کابوس...
  • غزل....
کلمات کلیدی مطالب
  • آرش آذرپیک (٢)
  • مکتب اصالت کلمه- عریانیسم (۱)
  • مکاتب ادبی جهان (۱)
  • محمدسعید میرزایی (۱)
  • در عصری که همه دم آزادی اندیشه، و اعتقاد و بیان (۱)
  • فروغ فرخزاد (۱)
  • سیدمهدی موسوی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • تیر ٩٠
  • بهمن ۸٩
  • آبان ۸٩
دوستان من
  • احمدصوفی
  • اصالت کلمه- مکتب عریان
  • الهام تفرشی
  • الهام قریشی
  • انجمن علوم سیاسی-مسافر
  • آیات غمزه....آتش به ریشتان...
  • آیدا مرادی-دست نوشته ها
  • ایستگاه پاره روایت
  • ایلشن جلاسی
  • ایوان- برزویه فرخ سیر
  • بادبادک های وحشی
  • باغ باران(اشعار رضاپارسی پوردامغانی)
  • بچاچره خاطره تجربه دل نوشته
  • به تو که بهترینی-عاشقانه های ما
  • بهار حق شناس
  • بهترینم کجایی- وب نوشته های آوا
  • پرسه در غزل
  • ترنم باران
  • جایی برای بودن-عاطفه
  • جلیل صفر بیگی- واران
  • چاوه روان- پویا و گلاله
  • دانیال رحمانیان
  • دفترخاطرات من (ستاره)
  • رضا خیری(اشکین)
  • رضاحساس
  • رضانیکوکار
  • روی بال شاپرک- سمیرا مصطفوی
  • ریحانه
  • سطرهای بارانی
  • سیاه مست- غزل های بهمن صباغ زاده
  • سید
  • سیدجوادطباطبایی
  • شاعراردیبهشت-شیمامولایی فرد
  • شعر امروز-ابوذرپاکروان
  • شعرمن حرف توست-امیر یزدانی
  • شهرام پور رستم
  • شیوا فرازمند
  • طاماتیان
  • طنزهای ارمغان زمان فشمی
  • عاشقانه های ما
  • عاطفه اسکندری
  • عروسک-رومینا
  • عزیزترین مفقودالاثر
  • عقیل اجاق. ققنوس
  • علیرضا بدیع
  • غزل بانو
  • غزل پست مدرن
  • فهرست سایت های سنقر-صمدی
  • قبرهای دست دوم
  • کدو وک(سید مهدی جلیلی)
  • کروب رضایی
  • کمی تاقسمتی جدی-رضارفیع
  • کوچه های موازی- سارا
  • گفته ها و نکته ها
  • گفته ها ونکته ها
  • لیلا اکرامی
  • لیلا کردبچه
  • مجتبی دهقان
  • محمد صالح علا
  • محمد قائدی
  • محمد مرادی نصاری-بشنو از نی
  • مرگ نمایشی زنی در اتاق خواب
  • مریم حقیقت
  • مکتب اصالت کلمه
  • مهدی فاضل
  • مهدی فرجی
  • مهسا ظهیری
  • نادرجاهی
  • نیستان
  • همچون خورشید
  • واریته- عین میم
  • وب نوشته های آفاق شوهانی
  • وب نوشته های آوا
  • وقایع ابن محمود...
  • یاسر ساجدی-چادر اکسیژن
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



بر فراز سهیل-سنقر-
شبیه هرکسی که فکرش را بکنی می شوم....
نویسنده: رحمان زمانی - ۱۳٩٠/۸/۸

تقدیم به رضابهادر و همسر مهربانش...

 

دارم پوست می اندازم

در تمام ایستگاه هایی که نیستی

شبیه هرکسی که فکرش را بکنی

می شوم

آخرین قطار که بیاید

آخرین پوستم را انداخته ام

روی برف هایی که از شانه هایم می ریزد

شال...

شال...

شال...

گردنت پوشیده بماند

زمستان می شوم

وقتی از آخرین قطار

پیاده می شوی

 

شرجی شانه هایت را بپوشان

زمستان شده ام

برف...

پاییز 1390 اندیمشک

نظرات ()



برای نجمه زارع و دست هایی که کوتاهند از دنیا...
نویسنده: رحمان زمانی - ۱۳٩٠/۸/٤

چند روز پیش یکی از وبلاگ نویسان محترم مرا به خواندن وبلاگش دعوت کرد و به رسم ادب دعوت ایشان را قبول کردم. رفتم تمام وبلاگشان را خواندم و مطلب مورد نظر ایشان را هم خواندم که شعری زیبا از مرحوم نجمه زارع بود. فکر کردم ایشان سهوا اسم خانم زارع را نیاورده اند پس تذکری دادم که کاش اسم شاعر این شعر بسیار زیبا را قید می کردید در پایان شعر. پس از چند روز ایشان جواب دادند که این شعر مال خود ایشان است و تغییراتی در شعر داده اند. من قضاوت را به عهده ی خوانندگان و مخاطبان شعر می گذارم و از هرکس که این وبلاگ را می خواند خواهش مندم که سری به وبلاگ این آقا به آدرس زیر بزنند

http://snndag.blogfa.com/9007.aspx

البته جناب محسن آقای عزیز تصمیم گرفتند اسم آن مرحوم را در وبلاگ خود بیاورند و چند روز بعد از نوشتن این پست اسم مرحوم نجمه زارع را پایان شعر قید کردند که همینجا از ایشان سپاسگذاری می کنم از طرف خودم. من به رسم وظیفه این پست را گذاشتم و از خوانندگانم وبلاگ ها و نویسندگان وبلاگ خواهش می کنم هوشیارانه وبلاگ های دیگران را بخوانند. سپاسمند: رحمان زمانی 8/8/1390 

و اصل شعر نجمه زارع .....

 

و این هم شعر نجمه زارع...

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

نخواست او به من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتر از این؟که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو بوده به دیگران برسد

چه می کنی؟اگر او را که خواستی یک عمر

به راحتی کسی از راه ناگهان برسد

رها کنی برود ازدلت جدا باشد

به آن که دوست ترش داشتی به آن برسد

رها کنی بروند و دوتا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که ... نه نفرین نمی کنم که مباد

به او که عاشق او بودم زیان برسد

خدا کند که این عشق از سرم برود

خدا کنه فقط زود آن زمان برسد...

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »