می روی، پشت غزل هایم نمایان می شود

شانه هایم، شانه هایم باز ویران می شود

من فرو می ریزم و چشم تماشا می رسد

تشت رسوایی است یا دریا پریشان می شود؟

ماه من!نقره بدن! قرمز لباس دیر یاب

ساقه های رز  به دیدارت شتابان می شود

کوچه کوچه جمع کردم اشک هایم را  ببین...

کوچه کوچه اشکهایم را،خیابان می شود

خواستم از چشمهایت...خواستم... افتاده ام

دیگر از من چشم پوشی کن ، به قرآن می شود