سلام دوستای عزیز تر از جان.

ممنون از اینکه به من لطف داشتید و دارید و منتظر مطالبم هستید. متاسفانه شعر جدید و مطلب جدید نتونستم برای این پست آماده کنم. با یه غزل قدیمی به روز کردم. امیدوارم نظراتتون چراغی باشه در مقابل ذهنم و حسم و سرودن.

 

سال نخُست

 

یک تکه از گناه مرا در دهن گرفت

پایین سُرید از بدنم، نام زن گرفت

 

لب بر لبم انار مکیدیم سُرخ سُرخ

دامن گرفتم از بدنش پیرهن گرفت

 

بوی تنش درون تنم تا تنیده شد

ضرب دو وزن در غزلم تن تَ تن گرفت

 

- سال نخُست وسوسه وُ سیب و بوسه بود

- چندی گذشت طرح تنش را لجن گرفت

 

من ماندم وُ هجوم مگس، گس گ گس گ گس

با وز وزی وزید تنم را دهن گرفت